
![]() |
![]() |
|
| * |
|
هر دو به دکتر چشم دوخته بودیم....
بغض کرده بودم، خیلی سعی کردم که اشک نریزم. - من هیچ کاری از دستم بر نمیاد، الان خیلی دیره، خیلی........ نمیدونم برادرم وقتی این حرفارو شنید چه حالی داشت......... خیلی به خودش فشار آورد تا جلوی من گریه نکنه، سرش پائین بودفقط با التماس به من نگاه کرد که بازم از دکتر خواهش کنم. اماجواب دکتر همون نه بود که گفته بود... هزار بار از خدا خواستم که ای کاش نمی بودم تا این لحظه رو ببینم.برادرم فقط سکوت کرده بود... تمام مسیرو دلم میخواست فریاد بزنمو گریه کنم. خدایا ... چی رو میخوای ثابت کنی؟ میخوای بگی بزرگی؟ میخوای بگی ما همه ضعیف و ناتوانیم؟ چی رو میخوای ثابت کنی؟ به کی؟ کاش تو هم برادر داشتی تا میفهمیدی چقدر عزیزه ... تا خودتو جای خواهری میزاشتی که عاشق برادرشه و داره از دستش میده........ ای کاش جای من بودی ....ای کاش حداقل جون ناقابل منو به جای اون می گرفتی تا نباشمو درد کشیدنشو نبینم ... تا نباشمو نبینم که وقتی درد میکشه لبخند میزنه تا غصه ما رو نبینه... خدایا اون چی میکشه....
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 17 مهر1386ساعت 19:54 توسط * |
|
|
شوره سر چيست؟ هر کس در دوره هاي مخـتلف زندگي به مقدار متفاوت دچار شوره سر ميشود. افرادي که داراي شوره زيـادي بـاشنـد، پس ازمـدتـي پــوست سر آنها شـروع به خارش مي کند. دلايل ايجاد شوره: ايجاد مي شود، اما بسياري از افرادي که موهاي چرب دارند نيز دچار اين عارضه مي شوند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه 13 مهر1386ساعت 11:55 توسط * |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 9 شهریور1386ساعت 17:6 توسط setare |
|
|
شناخت خواب:
خیلی وقتا بوده که خوابی رو دیدم ولی متوجه مفهوم خواب نشدم ، دلم میخواست حداقل یه بهونه ای باشه برای اینکه بقیه حداقل بتونن مفهوم رویاهای شبانشون رو بدونن. اما خواب از نظر علمی: حکما میگن: علت خواب بخارهای تر و معتدله که بعد از غذا خوردن از تن به سوی مغز بالا میره . از این بخارها دوگونه منفعت حاصل میشه. اول اینکه تمام اندام ها و حواس استراحت میکنن. دوم اینکه غذای مصرف شده هضم میشه. چنین خوابی را معبران خواب طبیعی میگن. برخی میگن که خواب دیدن درگیر شدن روح با حواسه. بعضی دیگه هم میگن که خواب دیدن، یک فعل مغزی و طبیعیست: یعنی قدرت تخیل و تفکر و غیره ، با خواب دیدن تقویت میشه و این قوا فعالیتهای روحه و مربوط به مغز میشه. همچنین اگر کسی به مطالعه مشغول بشه و کم بخوابه، گرمی و خشکی بر مزاج مغزش غالب میشه، پس روح نفسانی از تلاش سخت بدنی، سست و ضعیف میشه و آن شخص بیمار میشه. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت 19:42 توسط * |
|
|
اینم چند تا آهنگ از رضا صادقی
اینم موسیقی نسل سوم (قرن ۲۱) |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 14:33 توسط setare |
|
|
آشنايي با حضرت مهدي (عج) 1) نام : نام رسول خدا(ص) ( محمد) ۲) القاب : مهدي .بقيه الله.صاحب الزمان . صاحب الامر.قائم 3) كنيه : ابو صالح 4) پدر : امام حسن عسگري (ع) 5) مادر : حضرت نر جس (س) ۶) تاريخ تولد : 15 شعبان سال 255 ه . ق . (سحرگاه روز جمعه ) 7) محل تولد : شهر سامرا 8) آغاز امامت : 9 ربيع الاول سال 260 ه . ق . نیمه شعبان بر همه ی مردم آزاده جهان مبارک
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 7 شهریور1386ساعت 14:26 توسط setare |
|
|
این عکس ها کاملا بدون شرح است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 2 شهریور1386ساعت 8:37 توسط setare |
|
|
موضوعاتی را که یک دکوراتور و طراح (دکوراسیون داخلی) بایدبدان
آشنائی داشته و به نحو احسن آنها را در طراحی های خود به کارگیرد تا اجرائی عالی حاصل آید ، مبانی و اصول چیدمان (داخلی) میخوانند. این اصول که جزء مبانی هنرهای تجسمی نیز به حساب می آید، عبارتست از : فرم، نور، رنگ، بافت، جنسیت و .... . * * * شاید در نگاه اول به ذهن سپردن تمام این نکات کاری دشوار به نظر آید، اما خواهید دید که تمامی این اصول و مبانی اولیه را می شناسید و در طول شبانه روز با آنها سرو کار دارید. با این همه هر کدام را به اختصار در ذیل بازگو کرده و با بیانی ساده تر به آنها می پردازیم. ادامه دارد... ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 0:13 توسط * |
|
|
Y روی آن شیشه تبدار تو را "ها" کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم Y حرف با برف زدم سوز زمستانی را با بخار نفسم وصل به گرما کردم Y شیشه بدجور دلش ابری وبارانی شد شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم Y عرقی سرد به پیشانی آن شیشه نشست تا به امید ورود تو دهان وا کردم Y در هوای نفسم گم شده بودی ای عشق با سر انگشت تو را گشتم و پیدا کردم Y با سر انگشت کشیدم به دلش عکس تو را عکس زیبای تو را سیر تماشا کردم Y و به عشق تو "فرایند تنفس"را هم "جذب اکسیژن چشمان تو" معنا کردم Y باز با دمی اسم تو بر شیشه نشست من دمم را به امید تو مسیحا کردم Y پنجره دفترم امروز شد و شیشه غزل و من امروز به این شیشه تو را "ها"کردم Y آنقدر آه کشیدم که تو این شعر شدی جای هر واژه نفس پشت نفس جا کردم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 مرداد1386ساعت 21:48 توسط * |
|
|
تولد حضرت علی و روز پدر به همه به خصوص پدرای خوب و مهربون مبارک
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 5 مرداد1386ساعت 19:7 توسط * |
|
|
به نام خداوند جان و خرد خدای من، تمام ناتمام من ... با نام تو آغاز میکنم که نامت بهترین سرآغاز است. با یاری مهربونترین مهربونها شروع میکنم و این وبلاگ رو که سعی شده مطالب اون به روز باشه، تقدیم میکنم .... موضوعات این وبلاگ آزاده ولی خیلی دلم میخواد هنری باشه به خصوص تو زمینه موسیقی.... که عاشق اونم. موضوعاتی مثل موضوعات هنری، علمی ، فرهنگی و خیلی چیزای دیگه مثل روانشناسی که این روزا بیشتر به دونستنشون احتیاج داریم، مطالبی هستن که توی این وبلاگ میخونید، امیدوارم خوشتون بیاد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 تیر1386ساعت 19:32 توسط * |
|
|
چند وقت پیش مطلبی رو توی یه وبلاگ خوندم، اونموقع هنوز دنبال موسیقی نبودم... نوشته بود که هنرمندا تو کشور ما ارزش و جایگاه خوبی ندارن ... نوشته بود که توی کشورهای خارجی برای یه موسیقیدان ارزش زیادی قائلن. جلوی پای یه هنرمند بلند میشن، کارشو خارج از نوبت انجام میدن و ... کلی عزت و احترام. اونموقع این حرفا به نظرم خودخواهی اومد. تو پاسخ به اون وبلاگ نوشتم که خودخواهیه اگر بخوای که همه به شما احترام بزارن، نوشتم که دیگران باید خودشون اینو بفهمن گفتنش از طرف شما خودخواهی فرض میشه. خلاصه حالا انتقاد نکن و کی انتقاد کن. این گذشت تا این که ...... خودمم رفتم دنبال هنر موسیقی. دیدم نه . اون بنده خدا راست میگفت ، درسته موسیقی هم مثل هنرای دیگه اس، ولی یه هنر زنده اس. شما باید همون لحظه که روی سن هستید همون لحظه که کنسرت دارید اونقدر مسلط باشید که گروهو به هم نریزید. اما یه نقاش میتونه صدبار تابلوی خودشو بازسازی کنه، حتی یه خطاط، یه معرق کار و .... . میدونید جالب چیه؟ بزارید یه واقعیتو بگم . شاید فرهنگ ما اونقدر بالا نیست شاید ضعف خودمونه، اگه مثلا یه نفر بره دنبال موسیقی مخصوصا اگه یه دختر باشه میدونید چی بهش میگن؟ میگن رفته دنبال قرطی بازی، یا مثلا مطرب شده ... تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل... حالا می فهمم که ایشون راست می گفت، سالها زحمت کشیده بود و تو کارش یه استاد شده بود. دریغ از اون احترامی که لایقش بود....
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 تیر1386ساعت 19:21 توسط * |
|
|
بد نیست شما هم این خاطره قشنگو بخونید: مهرماه بود، روز اول مدرسه. هوا کمی بهتر شده بود و کمتر عرق میریختیم. توی حیاط مدرسه ایستاده و به بچه ها نگاه می کردم که چطور با شور و شعف خاصی دوستانشان را در آغوش میکشن و اظهار دلتنگی میکنن. من هم در گوشــه ای از حیاط ایستــاده و در انتظـار دوستـم بودم . یکی از بچه هایی که در سال پیش با او هم کلاس بودم و با هم اصلا صمیمی نبودیم از دور برام دست تکون داد و به سمت من اومد. من از رفتارش خیلی تعجب متعجب شدم، چون او تا به حال منو اینطوری تحویل نگرفته بود. با تعجب و ناباورانه برای او دست تکون دادم و تبسم روی لبهام نقش بست. من هم چند قدم جلو رفتم ، او کاملا به من نزدیک شده بود، در این لحظه متوجه شدم که سخت در اشتباه بودم. چون او برای شخصی که کنارم ایستاده بود ابراز احساسات می کرد. منم که خیلی ضایع شده بودم یه بار دیگه دستمو تکون دادمو به شخص دیگه ای که کنارم ایستاده بود و رفتارم او رو به خنده واداشته بود رو کردم و انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده با خونسردی گفتم : (( چه قدر هوا گرمه... چه قدر پشه زیاده...)) او هم با همون لبخند تمسخرآمیزش حرف منو با تکون دادن سر تائید کرد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 29 تیر1386ساعت 19:6 توسط * |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 28 تیر1386ساعت 17:2 توسط * |
|
|
همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب؟ چیست در همهمه دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید؟
روی این آبی آرام بلند که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال؟
چیست در خلوت خاموش کبوترها؟ چیست در کوشش بی حاصل موج؟
من به این جمله نمی اندیشم من مناجات درختان را هنگام سحر
رقص عطر گل یخ را با باد نفس پاک شقایق را در سینه کوه
صحبت چلچله ها را با صبح نبض پاینده هستی را در گندم زار
همه را می بینم می شنوم...
من به این جمله نمی اندیشم به تو می اندیشم ای سرا پا همه خوبی
تک و تنها به تو می اندیشم... همه وقت همه جا
من به هر حال که باشم به تو می اندیشم تو بدان این را تنها تو بدان...
تو بیا تو بمان با من تنها تو بمان... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 24 تیر1386ساعت 20:43 توسط * |
|
|
بوئینگ اف-۱۵ ایگل: جنگنده برتری هواپیمائی دونفره و دوموتوره ساخت شرکت بوئینگ که تحت امتیاز توسط شرکت میتسوبیشی نیز تولید شده است. تمامی نمونه های اف-۱۵ از موتور توربوفن پرات اندویتنی اف-۱۰۰ نیرو میگیرند، البته به غیر از اف-۱۵کا که مجهز به دو دستگاه موتور توربوفن جنرال الکتریک اف-۱۱۰- جی ای - ۱۲۹ (هر یک از بارانش ۲۹۰۰ پاوند) می باشد. نمونه های اف-۱۵ جی سنگاپور نیز از موتور اف-۱۱۰ نیرو خواهند گرفت. اف-۱۵ کا برای نیروی هوایی کره جنوبی تولید می شود. نخستین نمونه اف-۱۵ ایگــــل ، اف-۱۵آ نام داشت که در سال ۱۹۷۲ برای نخستین بار پرواز کرد. تحویل این هواپیماها از ســال ۱۹۷۴ آغاز شد. در سـال ۱۹۷۹، نمـونه اف-۱۵ سی/دی و در دهه ۱۹۸۰ نمــونه اف-۱۵ ای ارائه گردیدند. نمونه های کا و جی برگرفته از نمونه ای هستند. تا سال ۲۰۰۵، بوئینگ/ مکدانل داگلاس ۱۳۹۰ فروند اف-۱۵ و میتسوبیشی ۲۰۵ فروند از آن را تولید کردند. تولید ۹۲ فروند دیگر از این هواپیماها برای دوره ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۵ پیش بینی شده است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 تیر1386ساعت 19:14 توسط * |
|
|
کمروئی: هر کسی ممکنه با موقعیتهای ناخواسته و ناخوشایندی روبرو بشه و اونطور که باید و شاید نتونه با اون مقابله کنه و در نتیجه از نشان دادن واکنش مناسب و شایسته عاجز بمونه. یا به دلیل گرفتار شدن به استرس و ترس بی دلیل، نتونه از حقوق فردی و اجتماعی خودش خوب دفاع کنه. تا حالا شده به خودت گفته باشی: ((آخ اگه جرات داشتم حقشو کف دستش میزاشتم که دیگه به من توهین نکنه؟ ولی حیف... )) ؟ واقعا حیف که کمروئی و حجب و حیا و یا بهتر بگم ترس و استرس نزاشته حقتونو بگیرید. ولی دیر نشده اگه آدم کمروئی هستی از همین حالا شروع کن. اصلا فکر کردی چرا کمرو هستی؟ ۱- واسه اینکه اراده نداری ۲- چون خودتو دست کم میگیری ۳- واسه اینکه میترسی - حالا بهت میگم چرا اراده نداری، تا حالا شده تصمیم بگیری بری پارک یا کوه نوردی یا پیاده روی؟ ولی وقتی صبح از خواب بیدار میشی که بری میگی ولش کن خسته ام باشه بعدا و دوباره میگیری میخوابی.... این به نظر تو یعنی چی؟ همین دیگه بی اراده ای - میدونی چرا خودتو دست کم میگیری؟ چون همیشه خودتو کوچیکتر و حقیرتر از بقیه میدونی. در درونت از پدر، مادر، رئیس اداره، مافوق و پلیس می ترسی. اغلب اوقات فکر میکنی که شما رو دست میندازن و دارن مسخرت میکنن. این به نظرت دست کم گرفتن خودت نیست؟ - اما ترس، تو گاهی حتی از حرف زدن در جمع وحشت داری و میترسی با دیگران شوخی کنی، گاهی حتی جرات نداری داد و بیداد دو نفرو که به تو هم هیچ ربطی نداره و دارن با هم دعوا میکنن رو تحمل کنی و سریع قلبت به تپش میفته. اون موقع به طور غریزی طرف آدم قویترو میگیری. (حتی اگه طرز برخورد و لحن و رفتار اون رو نپسندی) راستی چرا میترسی؟ فکر کردی؟............ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 8 تیر1386ساعت 15:19 توسط * |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 |
| نویسندگان |
|
* setare |
| پیوندها |
|
کارت پستالهای درخواستی شما |
|
RSS
|